السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
33
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
كداميك از آن دو حافظترند ؟ گفت : هر دو در حفظ حديث به هم نزديكند ، ولى احمد افقه از او است . هرگاه كسى را ديدى كه احمد را دوست مىدارد ، بدان كه او صاحب سنّت است . ابوزرعه گويد : احمدبنحنبل از اسحاق بزرگتر و فقيهتر است ، كسى را كاملتر از احمد نديدم . محمّدبنيحيى ذهلى گويد : احمد را بين خود و خداوند متعال ، امام و پيشوا قرار دادم . محمّدبنمهران حمّال گويد : غير از احمد كسى باقى نمانده است . امامالأئمه ابنخزيمه گويد : از محمّدبنسحنويه شنيدم كه مىگفت : از ابوعميربننحّاس رملى شنيدم كه سخن از احمدبنحنبل به ميان آمد . گفت : خداوند او را رحمت كند . چهقدر در دنيا صابر و پايدار بود . چه قدر شبيه و همانند گذشتگان بود و به صالحان چهقدر وابسته بود . دنيا بر او عرضه شد كه از پذيرش آن خوددارى كرد و بدعتها بر او عرضه شد كه آنها را نفى كرد و ناديده گرفت . ابوحاتم گويد : ابوعمير كه از مسلمانانِ عابد بود ، به من گفت : از احمدبنحنبل چيزى برايم املا كن . از ابوعبداللَّه بوشنجى روايت شده است كه گفت : جامعتر در همهچيز و عاقلتر از احمدبنحنبل نديدم . ابنواره گويد كه احمد صاحب فقه ، صاحب حفظ و صاحب معرفت بود . نسائى گويد : احمدبنحنبل معرفت و آشنايى به حديث و فقه را با پرهيزكارى و زهد و صبر جمع كرده بود . از عبدالوهّاب ورّاق روايت شده است كه گفت : هنگامى كه رسول خدا صلّىاللَّه عليه ( وآله ) وسلّم فرمود : « ( مطلب را ) به عالم و داناى آن برگردانيد . » ما به احمدبنحنبل برگردانيديم كه اعلم اهل زمان خودش بود . ابوداوود گويد : مجالس احمد مجالس آخرت بود ، از امور دنيا سخنى به ميان نمىآمد ، هيچگاه نديدم كه سخنى از دنيا به ميان آورد .